قهرمان ميرزا عين السلطنه
3282
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دادهاند . پس بانك انگليس سالى چقدر بايد مواجب بدهد . اين تيول نمك است . من سيگار نكشم مطلبى نيست ، اما بىنمك چطور نان بخورم يا گوسفند علف بخورد . حقوق مجلسيان در يكى از روزنامهها جزو مذاكرات مجلس نوشته بود ميرزا ابراهيم خان آخر مجلس گفت اى وكلا هرروز هفتصد تومان خرج اين مجلس را ملت فقير ايران مىدهد ما هيچ كار براى آنها نمىكنيم ، يك شرمى يك حيائى ! بله ماهى صد تومان هر وكيل مواجب دارد صد و بيست وكيل ماهى دوازده هزار تومان از انقد وجوه ! سواى ساير مخارج اجزاء و كابينه و قيمت كاغذ مخابره تلگراف و پست و چراغ و چاى و قليان مىشود . اما باوجود اينها اين پارتىبازى ، اين اغراض ، اين طمع ، اين دوروئى ده زبانى را موقوف كنيد . دور نيست نظامى مملكت بگيرد . عشاير اگر روس انگليس ، ايلات و عشاير ما بگذارند باز هم مردم راضى هستند كمكم خوب مىشود . اما مفسد طماع مغرض نمىگذارد . ايلات و عشاير كه جاى خود دارند . هر كدام سلطان مقتدرى هستند كه فعلا جز تملق و چاپلوسى نسبت به آنها اقدامى نمىشود . بچههاى قنداقى آنها هم سردار هستند . ما سابقا مىگفتيم مثل آقابالاخانى نبايد سردار افخم شود ، حالا هر طفل دوماههء بختيارى ، قشقائى ، دويرون ، اينانلو ، زعفرانلو ، ديركوند ، سگوند ، بيارنهوند سردار است . سردار است ، سردار . تمام دول ارپ ، امريكا ، افريقا ، آسيا به قدر خطهء ايران سردار و مارشال ندارد . الموت يكشنبه 12 شهر صفر - عصر جمعه دهم مشهدى آقاسى وارد شد . اما حسن را در بادشت به حكم افراسياب خان توقيف كردند چرا براى اينكه اسمعيل خان هشت تومان به حسن داده بود قند و چاى و چيزهاى ديگر خريده تجارت كنند . هنگام رفتن افراسياب خان را قيم خود قرار مىدهد و او حسن را نگاه داشته جنس فروش نرفته را پول بگيرد . دايه پوشيده زنش آمد بالا به اصرار از من پول گرفت و روانه نمود مستخلص شود . اين قاصدهاى بيست و يك روزهء ما كه به سرعت باد و برق حركت نمودند چه آوردند ؟ روزنامهء زياد چندين پاكت . قدرى لوازمات ديگر كه اغلب را هم عوضى دادهاند عوض لپه پسته ، عوض چاى زعفران و غيره . يك من يك هزار هم كرايه . اول تقريرات